تبليغاتX
سیاوش قمیشی.....
سیاوش قمیشی و تست آدم شناسی

اي پسر از يار بد بپرهيز كه همچون شمشير است منظري زيبا و اثري زشت دارد . اي پسر مبادا كه موري از تو زيرك تر باشد كه او در تابستان قوت زمستان را جمع آورد (و تو غافل باشي) ... اي پسربه سلطان هنگام خشم وبه دريا به هنگام مـَد ، نزديك مشو ، اي فرزند پرهيز را سرمايه ساز تا بي هيچ بازرگاني تو را سودها باز آورد . اي فرزند با آنكه كارآزموده اي ، در كارها ، مشورت كن كه او ، راي وانديشه را كه خود گران خريده است و رايگان به تو عرضه خواهد كرد . اي فرزند آنكه مي گويد بدي را با بدي مي توان فرو نشاند دروغگوست ، اگر راست گويد دوباره آتش افروزد و سپس بنگرد كه آيا يكي از آن دو مي تواند ديگري را فرو نشاند ، نيكي است كه بدي را دفع تواند كرد چنانچكه جز آب آتش را فرو نمي نشاند .

چون در نماز باشي نگاه دار دل خود را ، چون در ميان خورش باشي نگاهدار گلوي خود را ، چون در ميان مردم باشي نگاه دار زبان خود را ، چون در خانۀ بيگانه باشي نگاه دار چشم خود را ، دو چيز را نيز ياد دار ، خدا و مرگ را و دو چيز را فراموش كن ، نيكي كه دربارۀ مردم كرده باشي ، وبدي كه دربارۀ تو كرده باشند .    

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 0:12  توسط بهنام | 

سلام خدا !

خیلی دلم گرفته

می خوام داد بزنم

گریه کنم

می دونم ازت دور شدم

می دونم خیلی وقته در خونت نیومدم

می دونم الان که دارم باهات حرف می زنم

حتی حاضر نیستی صدامو بشنوی

خدا تو رو به خدایت ردم نکن

نگو برو

دلم اندازه تموم دنیات گرفته

می دونم بنده بدی بودم

 ولی بهت احتیاج دارم

کمکم کن

خیلی تنهام خیلی

هیچ چیز اون جوری که می خواستم نبود

کمکم کن

دارم دیوونه می شم

تو رو به خدایت تو رو به مهربونیت دستمو بگیر

می دونم بدم

پستم

ولی تو بزرگی تو مهربونی رحمانی رحیمی...

تنهام نذار

همیشه باهام باش.............

کمکم کن.....................

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 11:55  توسط بهنام | 
 

اِنَّ لِجوابِ الکِتابِ حقّاً کَرَدِّ السّلام

البته جواب نامه همانند جواب سلام لازم است ...(نهج الفصاحة )

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 15:38  توسط بهنام | 

نگاهم یاد یاران کرده امشب


مرا سر در گریبان کرده امشب

 
غم و فریاد من از این و آن نیست


دلم یاد رفیقان کرده امشب

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 18:15  توسط بهنام | 
دل من یه روز به دریا زدو رفت        پشت پا به رسم دنیا زدو رفت

پاشنه ی کفش فرارو بر کشید      آستین همتو بالا زدو رفت

یه دفعه بچه شدو تنگ غروب       زد توو شیشه ی فردا زدو رفت

حیوونی تازگی آدم شده بود         به سرش هوای هوا زدو رفت

دفتره گذشته هارو پاره کرد          نامه ی فرداهارو تا زدو رفت

                   دل من زنده ها خیلی براش کهنه بودند

                   خودشو توو مرده ها جا زدو رفت

                   هوای تازه دلش میخواست ولی    آخرش توو غبارا زدو رفت

                    دنبال کلید خوشبختی میگشت   خودشم قفلی رو قفلا زدو رفت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 21:38  توسط بهنام | 
اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم
  چند وقت است که هر شب به تو مي انديشم

 

    به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور
    به همان سبز صميمي ، به همبن باغ بلور


    به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري
    که سراغش ز غزلهاي خودم مي گيري


    به همان زل زدن از فاصله دور به هم
    يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم


    به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو
    به خموشي ، به تماشا ، به شکيبايي تو


    به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت
    به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت


    شبحی چند شب است آفت جانم شده است
    اول اسم کسی ورد زبانم شده است


    در من انگار کسی در پی انکار من است
    یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است


    یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش
    می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش


    آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده
    بر سر روح من افتاده و آوار شده


    در من انگار کسی در پی انکار من است
    یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است


    یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش
    می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش


    رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است
    اول اسم کسی ورد زبانم شده است


    آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست
    راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟


    اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست
    پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟


    حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
    عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش


    آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
    آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود


    اینک از پشت دل آینه پیدا شده است
    و تماشاگه این خیل تماشا شده است


    آن الفبای دبستانی دلخواه تویی
    عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 16:14  توسط بهنام | 
میخواهم و می خواستمت تا نفسم بود* می سوختم از دست تو -عشق تو بسم بود

عشق تو بسم بود که این شعله بیدار روشنگر شبهای بلند قفسم بود

آن بخت گریزنده دریغ آمد و بگذشت غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود

دست من و آغوش تو هیهات که یک عمر تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود

سیمای مسیحایی اندوه تو ای عشق در غربت این مهلکه فریادرسم بود

لب بسته و پر سوخته از کوی تو رفتم رفتم به خدا گر هوسم بود-بسم بود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 15:6  توسط بهنام | 

آزمون خود شناسي


اعتقاد ات تبتي ها به شناخت درون بسيار جالب است تا جايي كه اگر

 كسي زمان تولد خود را بدقت حتي به ساعت و ثانيه بداند تسلسل روح

 وي را در كالبد ها ي گذشته و آينده تشخيص خواهند داد. 


اين ؛ يكي از آزمونهاي دلاي لاما( از كاهنان برجسته آنهاست ) است

براي اين آزمون زمان بگذاريد 


از آن لذت خواهيد برد 


دلاي لاما توصيه ميكند كه آن را بخوانيد چرا كه برايتان مفيد است

 

فقط 4 سوال  

پاسخها روشنگر خواهند بود

  • صادق باشيد و پاسخها را پيشتر از جواب دادن نبينيد
  • ذهن همانند چتر ميماند وقتي خوب كار ميكند كه كاملا باز شود
  • تقلب نكنيد

قبل از آغاز آزمون

يك آرزو كنيد

  • بترتيب به سوالات جواب دهيد
  • فقط 4 سوال پرسيده خواهد شد و اگر قبل از پاسخ ؛جوابها را ببينيد
  •  آزمون بخوبي شما را هدايت نخواهد كرد
  •  
  • به آرامي پيش برويد و حوصله بخرج دهيد

يك قلم و كاغذ آماده كنيد 


در انتها به پاسخهاي داده شده نياز خواهيد داشت.اين يك پرسشنامه

 

 صادقانه است كه به شما چيزهايي درباره واقعيت درونتان خواهد

گفت. 


به هر سوال فقط يك پاسخ بدهيد 


اولين چيزي كه به ذهنتان خطور ميكند
بهترين
است 


به ياد داشته باشيد هيچ كس غير از خودتان نبايد پاسخها و نتايج را ببيند.

سوال اول 

حيوانات زير را بترتيب دلخواه مرتب كنيد

 

گاو، پلنگ، گوسفند ، اسب ، خوك

سوال دوم 

درمورد هركدام كلمه ايي بنويسيد كه آنرا تشريح كند

 

سگ ، گربه، موش ، قهوه ، دريا 

سوال سوم 

درباره كسي فكر كنيد كه برايتان مهم است و شما را ميشناسد.و ميتوانيد

 

او را به رنگي اختصاص دهيد.پاسخ خود را دوبار تكرار نكنيد .

 

هر رنگ را فقط به يك نفر اختصاص دهيد

 

زرد ، پرتقالي ،قرمز ، سفيد ، سبز

سوال چهارم 

  • يك عدد بنويسيد 
  • روزهفته مورد علاقه خود را بنويسيد

در انتها 

مطمئن هستيد اين پاسخها صحيح هستند باز هم مرور كنيد تا مطمئن شويد 

قبل از خواندن جوابها آرزوي خود را تكرار كنيد

پاسخ ها

1 

  • گاو: پيشرواست
  • پلنگ : غرور و افتخار است
  • گوسفند : عشق است
  •  
  • اسب : خانواده است
  • خوك : پول است

2 

  • توصيف شما از سگ شخصيت شماست
  • توصيف گربه همان توصيف شريك شماست
  • موش توصيف دشمن شماست
  • قهوه نگاه شما به ميل جنسي است
  • دريا زندگي شخصي شما را نشان ميدهد
 
  • زرد: كسي كه هرگز فراموش نميكنيد
  • نارنجي: كسي كه شما او را دوست واقعي ميدانيد
  • قرمز: كسي كه شما او را واقعا دوست داريد
  • سفيد : روح دوم شما
  • سبز :كسي كه در لحظات حساس زندگي او را
  • بخاطر خواهيد داشت
 
 

3

4 

  • 0-4 : زندگي شما بتدريج و آراي رشد خواهد كرد
  • 5-9 : زندگي شما برابر علاقه شما رشد خواهد كرد
  • 10-14:شما تا 3 هفته ديگر 5 واقعه غير منتظره خواهيد داشت
  • 15به بالا زندگي شما با سرعت بسياري رشد خواهد كرد و
  • آرزوي شما محقق خواهد شد

بايد به تعداد عددي كه آرزو كرده ايد اين پيام را براي افراد بفرستيد. و

 آرزوي شما در پايان روزي كه دوست داشتيد برآورده ميشود

 

اين آنچيزي است كه دلاي لاما ميگفت هزاران سال در لحظه ايي

 

براي رسيدن به مفهوم جمله بالا بخوان و بيانديش

 

تبتي ها عقيده دارند اين پيام را نبايد بدور انداخت. 


آنها عقيده دارند فرشته عجايب موسوم به مانترا از دستان دارنده اين

پيام پس از 96 ساعت بيرون خواهد آمد و يك موقعيت شگفت انگيز

خواهيد داشت

آنها معتقدند دلاي لاما راست گوست و اگر كسي به اين موضوع اعتقاد

ندارد كافي است اين پيام را به 5 نفر بدهد تا درستي آنرا درك كندچرا

كه بزودي برايش يك اتفاق جالب و شگفت انگيز رخ خواهد داد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 20:57  توسط بهنام | 
 

پرنده مهاجر...

تو بارون که رفتی...

دنبال خودت نگرد...

خدا جون...

جنگل بدون ریشه...

چوب خط...

دلتنگی...

گل من...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 18:30  توسط بهنام | 

خدایا 

من ازاین دنیا یکبار گذر خواهم کرد

پس بگذار هر کار خوبی که می توانم انجام دهم

یا هر محبتی که می توانم به هر انسانی نشان دهم

خدایا کمک کن تا از هم اکنون شروع کنم

و اجازه نده که از آن غفلت و دوری کنم

چون من دیگر از این راه گذر نخواهم کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 22:51  توسط بهنام | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به ترتیب از سمت چپ ::
حسام....بهنام.....علی
دانشگاه آزاد اسلامی مرکز پردیس.....
beni.geladiator@gmail.com

پیوندهای روزانه
دو دوست
دانلود آهنگ و موسیقی سینا
مهندس علیرضا رحیمی فرید
persian boy
دفتری از جنس ترانه هایم
هرچه میخواهد دل تنگت بگو
فروشگاه آثار سیاوش قمیشی
mina//////مینا
پرتال تفریحی

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
فروردین 1388
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آبان 1386
آرشیو موضوعی
سیاوش قمیشی و حافظ
پیوندها
همراه جون